خرید بک لینک

* چرا یاد نمیگیرم انقدر آماده کمک به دیگران نباشم وقتی ارزشی قائل نیستن؟!

* دیروز ط و م گفتن که خرابکاری شده توی کارشون و کمک خواستن. قرار شد امروز برم پیش شون. از ظهر منتظرم خبر بدن و نخوابیدم. الان خودم پیام دادم و م میگه ط رفته بیرون و برای اون مشکل هم به یکی قالبش کردن!

* یعنی به عقلشون نرسید که باید به من اطلاع میدادن که برای عصر برنامه خودم رو داشته باشم؟

* ...

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

* تا حالا براتون پیش اومده که موبایل تون باطری نداشته یا کلا همراهتون نبوده باشه و از دوستی بخواین که با موبایلش یه تماس بگیرین؟

* اتفاق عجیبی نیست و ممکنه برای هرکسی پیش بیاد. اونجای کار عجیب میشه که بعدا بفهمید اون آدم شماره ای که باهاش تماس گرفتین رو توی گوشی ش ذخیره کرده!!!

*نمیدونم چه فکری با خودش کرده بود اون لحظه. جالب بود که خیلی بعد خودش وسط حرفاش لو داد که چنین کاری کرده!

* نمیتونم درک کنم بعضی آدم ها و رفتارها رو

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

* آمادگی کوبیدن سرم توی نوک تیز ترین گوشه میز رو دارم!

* صدای این یارو اعصابم رو سمباده میزنه، حرفهاشو که نگو...

* شبکه خبر هم اکنون؛ بیانات جناب عَدالَت مستر خاکستری

** امام یه جا خطاب به مسئولان کشور گفتن: هرجا دیدین که دارین چیزی رو از مردم مخفی میکنید همونجا شروع دیکتاتوری ه!!!!!!

*** صلاح ندونستن مردم بدونن قراره چه به سرشون بیاد؛ آب گرون، نون گرون، برق گرون،خمیر گرون،ماست گرون،کشک گرون، سنگ نمک و پنیر گرون....

*والا آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ

* این آهنگ رو دوباره گوش بدین

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

*این روزها که میگذرد هر روز احساس میکنم که : گور بابای احساس

والا

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

* فردا بالاخره قراره برم و فایل ها رو بگیرم. تا این کار به سرانجام نرسه استرس دارم همچنان.* خدا رو شکر انگار هوای تهران هم بهتر شده.* دیشب م زنگ زد که کجایی و کی میری تهران. اونم دوشنبه میاد تهران . ا

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

* یعنی فردا شب این موقع درحالی خونه خودم باشم که با رضایت فایل عکسها رو بررسی کنم و یک نفس راحت بکشم...

* انقدر امروز و فردا شده که ته دلم استرس دارم .

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

* بالاخره فایل عکسها و اطلاعات به دستم رسید. یه نگاه کلی بهشون انداختم و بنظرم درجه یک نیست :/

* امیدوارم کارم رو راه بندازه و استاد قبول کنه روی همینا کار کنم .

* از فردا باید شروع کنم

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:00

صفحه بندی